نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ذخیره
کد خبر: 187
زمان انتشار: 16 فروردین 1397 10:49:00

حکایت شخصی که قصد تعویض خودروی خود را داشت . . .

/ بازار خودرو کشورمان را می توان یکی از عجیب ترین بازارها نامید زیرا قدرت انتخاب مردم از میان خودروهایی است که تقریبا 15 سال پیش هم جز گزینه ها محسوب می شدند.
نویسنده: فردین محمدسور
حکایت شخصی که قصد تعویض خودروی خود را داشت . . .

 مجله ماشین/ آنچه در پی می خوانید، حکایت شخصی است که در سال 94 قصد تعویض خودروی شخصی خود را داشت. اگرچه 3 سال از آن زمان می گذرد. اما نکته جالب توجه اینجاست که تنها چیزی که تغییر کرده است، قیمت هاست! خودروها ضمن کاهش کیفیت، افزایش قیمت داشتند. وگرنه بقیه مسائل کماکان به قوت خود باقیست.

بنده در پاییز امسال قصد تعویض خودروی شخصی ام را داشتم. با توجه به اینکه دید نسبتا بدی نسبت به خودروهای داخلی داشتم، ملاک انتخابم ارزش بیشتر در مقابل مبلغ پرداختی بود. نه صرفا زیبایی و سطح کلاس خودرو. اغلب خودروهای داخلی در یک سگمنت(کلاس خودرویی) قرار میگیرند. بنابراین زیاد تفاوتی ندارد که شما یک خانواده پرجمعیت باشید یا کم جمعیت. در هر صورت انتخاب ها مشابه خواهد بود. به عبارتی دیگر در این بازار انحصاری، انتخابتان خیلی نمیتواند متناسب با ملاک هایتان باشد.
بالاخره بعد از اعلام شرایط جدید از سوی ایران خودرو یک دستگاه خودروی سورنELX  با موتورEF7 به رنگ مشکی و تحویل 20روزه به صورت نقدی ثبت نام کردم. برای ثبت نام بایستی که مبلغ 35.784.000 تومان (سال۹۴)واریز میکردم. ناگفته نماند که خودروی قبلی ام پژو405 با موتورTU5 و به رنگ سفید را به قیمت 23میلیون تومان به فروش رساندم. بنابراین باید حدود 20روز را بدون وسیله می گذراندم. خوشبختانه بعد از مدت 12روز خودرو به نمایندگی رسید و برای تحویل گرفتن خودرو به نمایندگی مراجعه کردم. خودرو بدون کارت و پلاک و بیمه بود و قرار بود که طی یک هفته مدارک کامل خودرو به دستم برسد. با این حال اجازه داشتم که خودرو را تحویل بگیرم. سوییچ خودرو را گرفتم و به بررسی قسمت های مختلف خودرو اعم از چراغ ها، رنگ خودرو، وسطح روغن و ... پرداختم. بعد از گرفتن برگه تحویل، خودرو را روشن کردم و به سمت منزل به راه افتادم. در طی مسیر خودرو نرم و بی صدا به  نظر می رسید و از این بابت بسیار خوشحال بودم. موتور از صدای کمی برخوردار بود و از بدنه نیز صداهای اضافی به گوش نمی رسید. کلاچ بسیار نرم عمل می کرد اما دنده ها به سختی جا می رفت و به نظر می رسید که با مرور زمان بهتر شود. کیفیت ادوات داخلی در محدود قسمت هایی به گونه ای بود که شما را به یاد خودروهای چینی می انداخت. در داشبورد و محفظه ی بالای داشبورد به هنگام بسته بودن کاملا بسته نمی شدند و درزهای زیادی در آن مشاهده می شد. صندلی ها از نرمی قابل قبولی برخوردار بود و به نسبت قیمت بدن  را نیز به خوبی دربر می گرفت. تا اینجای کار از خرید خود راضی بودم و لبخند رضایت بر لبانم نقش بسته بود! تا اینکه کنار یک شیرینی سرا ماشین را پارک کردم تا برای خانواده شیرینی تهیه کنم. اما متاسفانه هنگام بازگشت ماشین روشن نمی شد و چراغ ایمبولایزر(سیستم ضدسرقت) بر روی صفحه کیلومترشمار روشن باقی می ماند. پس از چند بار بازی کردن با سوییچ خودرو به امید اینکه مشکل رفع شود، اما متاسفانه ماشین مشکل داشت و درست بشو نبود. پس از چند دقیقه به فکر فرو رفتن درون خودرو بار دیگر استارت زدم و اینبار خوشبختانه ماشین روشن شد و مستقیما به سمت نمایندگی حرکت کردم. در طی مسیر چراغ چک روشن بود. مشکل را در نمایندگی مطرح کردم و کارمندان محترم پس از چندین آزمایش و دستکاری های متعدد به صورت تصادفی توانستند مشکل را حل کنند. آنقدر تصادفی مشکل را حل کردند که حتی کسی متوجه نشد مشکل از کدام قسمت بود. بعد از اینکه مطمئن شدم مشکل رفع شده است ناگهان به یاد سیستم صوتی افتادم و خواستم که از کیفیت سیستم صوتی مطلع شوم. سیستم را روشن کردم اما فقط صدای خش می آمد. عوض کردن کانال های رادیویی و استفاده از فلش مموری هم هیچ تغییری در صدا ایجاد نمی کرد. در واقع سیستم صوتی هم مشکل داشت و قادر به پخش هیچ فایلی نبود. سیستم را تحویل نمایندگی دادم و قرار شد که تا یک هفته ی دیگر یک سیستم سالم را به من تحویل دهند.
مقداری دلسرد شدم. چون واقعا انتظار نداشتم در همان دو ساعت اولیه تحویل خودروی صفرکیلومتر با چنین مشکلاتی روبه رو شوم. دوباره به سمت منزل حرکت کردم. اما در کمال ناباوری اتاقی که تا همین یک ساعت قبل هیچ صدایی از آن نمی آمد اکنون پر از صداهای ریز و درشت است. ظاهرا فشار بیش از حد کارمندان ایران خودرو به هنگام یافتن راه حل برای مشکلات قبلی باعث شده بود که بعضی از قسمت ها از جای خود بیرون بیایند. بعضی از این دررفتگی ها را در هنگام حرکت به آسانی رفع کردم اما متوجه شدم که صدایی از از زیر صندلی راننده هنوز پابرجاست. تصمیم گرفتم که هنگام رسیدن به منزل مشکل را خودم حل کنم تا اینکه آن را به نمایندگی ببرم و به مشکلات خودرو اضافه شود. در منزل متوجه شدم که یکی از پیچ های صندلی از جای خود در رفته و صندلی حالت گهواره ای به خود گرفته است. ضمن بستن دوباره پیچ به این فکر میکردم مگر این چه پیچ و مهره ای است که با فشار دست از جای خودش بیرون آمده است. آیا باید از کیفیت پیچ و مهره نگران باشم یا از کیفیت مونتاژ مطابق با استاندارهای روز جهانی ایران خودرو! 
هرچند که با وجود این مشکلات احساس پشیمانی به آدم دست می داد. اما وقتی به دیگر خودروهای ایران خودرو مانند پژو پارس و 405 و مشکلات مشابه آنها نیز فکر می کردم، کنار آمدنم با آن راحت تر می شد. 
اکنون حدود 4ماه است که از این خودرو استفاده می کنم. سیستمی که قرار بود یک هفته ای به دستم برسد بیش از 3هفته طول کشید. بعد از اولین شستشو متوجه شدم که یکی از چراغ های جلو بخار گرفته است ولی به صورت گارانتی یک چراغ نو برایم نصب کردند. اتاقی که از بی صدا بودنش به آن افتخار می کردم بعد از گذشت یک ماه ایجاد سر و صدا می کرد و مشکل روشن نشدنش که گمان می کردم حل شده است کماکان ادامه داشت و در همان هفته ی اول بسیار اذیتم کرد. چندین بار هم مجبور شدم با خودروی امدادی ماشین را به نمایندگی ببرم. بالاخره طاقتم سر آمد و این مشکل را در بیرون از نمایندگی در کمترین زمان ممکن حل کردم. تنها چیزی که در این 4ماه استفاده از خودرو من را اذیت نکرد موتورش بود. موتوری که قبلا حرف و حدیث زیادی پیرامونش بود. ظاهرا ایران خودرو در این مورد شاهکار به خرج داده و مشکلات این موتور را رفع کرده است.
این موتور از صدای کمتری نسبت به دیگر موتورهای ایران خودرو برخوردار است . باتوجه به قدرت و گشتاور بیشتر نسبت به موتورXU7 وTU5 ،این موتور بهتر می تواند جوابگوی سمند باشد و از پس وزن زیاد آن برآید. موتورEF7 از شتاب و سرعت بهتر و همچنین مصرف کمتری برخوردار است.
در آخر به آن دسته از افرادی که قصد خرید خودروی صفرکیلومتر دارند توصیه می کنم که به نمونه های چینی نیز فکر کنند. خودروهای داخلی امروزی هیچ تفاوتی با نمونه های چینی ندارند و چه بسا از کیفیت و امکانات کمتری نیز برخوردار هستند.
چیزی که اینجا ذهن من را به خودش مشغول کرده است این است که چرا ما در صنعت خودروی کشورمان به جای پیشرفت، کاستی کیفیت را می بینیم؟ چرا امروزه من خودرویی سوار می شوم که پدر من هم 10سال پیش مشابه آن را داشته. اما با کیفیت به مراتب بهتر و همچنین بسیار بی دردسرتر. تنها تفاوت این است که آن سمند بوده و این سورن. سورنی که همان سمند است اما با طعم جدید. طعمی که بجای اینکه شیرین باشد، تلخ است.
مسلما مشکل صنعت ما ناشی از عدم وجود توانایی و استعداد و منابع نیست. چه بسا ما در داخل و خارج از کشور کارشناسان و مهندسان بسیار خبره ای داریم. اما افسوس که از آنان هیچ استفاده ای نمی شود. چون هیچ لزومی ندارد!
آنچه که صنعت خودروی ما از آن رنج می برد عدم مدیریت صحیح است. مشکل ما تماما نتوانتستن نیست بلکه نخواستن است!. این شیوه مدیریت و قانون گذاری سبب شده است که خودروسازان هیچ لزومی نبینند که خودروهای جدید به بازار عرضه کنند. خودروهای جدیدی که علاوه بر تغییر کرافیک چراغ ها، از نظر موتور و شاسی و به طور کلی پلت فرم نیز متفاوت و جدید باشند. قانون به گونه ای وضع شده است که شما حتما باید خودروهای پژوی فرانسه را خریداری کنید تا از خودروی ملی حمایت شود! فارغ از اینکه این شیوه حمایت هم به ضرر مصرف کننده است و هم آسودگی خاطر را برای خودروسازان به ارمغان می آورد. مسلما اگر اهرم فشاری نباشد، پیشرفتی هم حاصل نمی شود.
 
OK
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
آدرس ايميل شما:
آدرس ايميل گيرندگان:
هر یک از ایمیل ها را در یک سطر وارد نمایید، حداکثر ۲۰ آدرس