نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ذخیره
کد خبر: 21737
زمان انتشار: 10 تیر 1399 14:44:00
قطعاً نام «پیکان» در میان تاریخ‏سازان باقی می‏ماند.

پیکان جوانان در قلب شهر فرشتگان

در این بخش به معرفی یک پیکان خاص می‏پردازیم.
پیکان جوانان در قلب شهر فرشتگان

مجله ماشین - نوشته: مهندس برزو سپاسی/ خاطرات خوش، بخش شیرینی از زندگی است. گاهی وقایع تلخ و شیرین زندگی تا سال‏ها در حافظه باقی می‏ مانند و در بسیاری موارد برای نسل‏ های بعد نیز نقل می‏شوند. این وقایع که بعد زمان و مکان را درنوردیده ‏اند، «تاریخ» نام می‏گیرند. کشور ایران نیز از اینگونه موارد کم ندارد ولی برای ما اتومبیل دوستان، قطعاً نام «پیکان» در میان تاریخ‏سازان باقی می ‏ماند. در این بخش به معرفی یک پیکان خاص می‏پردازیم.

آقای «روبرت طماعی» هموطن مسیحی ما، حدود پانزده سال پیش به ایالات‏متحده و منطقه «گلندل» لس‏آنجلس  یا «شهر فرشتگان» رفت و در آنجا ساکن شد. او فردی بود که سال ‏ها پیش در ایران هماهنگی لازم برای آزمایش یک دستگاه جاگوار E تایپ را در بخش معرفی خودروهای کلاسیک «مجله ماشین» فراهم ساخت و در طول این سال‏ها نیز، از طرفداران و مخاطبین این مجله بوده است. در سال 2010 یک آگهی خاص در سایت خرید و فروش E-bay توجه او را جلب کرد. 
یک دستگاه Humber SCEPTRE که در حکم خواهر Hillman Hunter یا پیکان ما محسوب می‏شد، برای فروش گذاشته شده بود. او بارها عکس‏ های سایت را بررسی کرد و هنگامی که متوجه شد مکان فروش آن در لس ‏آنجلس است، سریعاً به محل بازدید رفت. گاراژی که تعداد زیادی اتومبیل آمریکایی و اروپایی قدیمی در آنجا دیده می ‏شد و در گوشه‏ ای از آن این خودروی آبی رنگ، پارک شده بود. گرچه وضعیت آن جالب نبود ولی برای یک ایرانی، گزینه مناسبی جهت بازسازی به شمار می‏رفت. طبق قوانین E-bay، آگهی این خودرو باید یک هفته برای بازدیدکنندگان سایت باقی می‏ماند، ولی «روبرت» نمی‏خواست حتی یک هفته صبر کند. بنابراین تمام مبلغ را به مالک پرداخته و خودرو را از وی خرید. مالک به او گفت که این «هامبر» مدل 1967 است و همان سال توسط پدر وی از انگلستان به ایالات‏ متحده آورده شده و مورد استفاده روزمره او بوده است. 
در سال‏های اخیر، پدر ایشان قصد بازسازی این ماشین را داشت که متأسفانه فوت کرده و پسر او که با آن آشنایی نداشت، خودرو را برای فروش گذاشت. مالک به «روبرت» گفت که اسناد آن گم شده و باید دوباره روند تهیه سند برای آن طی شود. البته ایشان انجام این کار را خود بر عهده گرفت و سرانجام پس از حدود 3 ماه پی‏گیری، توانست تمامی مدارک مورد نیاز را فراهم کند.
«روبرت» پس از اطمینان از صحت سند، خودرو را به تعمیرگاه Bavaria Auto Repair که توسط چند ایرانی اداره می‏شد فرستاد و مراحل بازسازی را آغاز کرد. این مرکز، سابقه بازسازی مدل‏ های کلاسیک «ب‏ ام ‏و» مخصوصاً مدل 2002 را در کارنامه خود دارد. در ابتدا موتور، جعبه‏ دنده و کلیه اجزای اتاق باز شده و در گوشه‏ ای قرار گرفتند و اتاق خالی برای صافکاری و رنگ ارسال شد. «روبرت» رنگ زرد را برای این قناری زیبا در نظر گرفته بود. این بخش کار، بیش از حد انتظار طول کشید و این پیکان، حدود یک سال در همین مرحله باقی ماند.
«روبرت» در این زمان به ایران سفری داشت و طبق فهرستی که تهیه کرده بود، به خرید برخی قطعات لازم اقدام کرد و لوازمی شامل داشبورد کامل، نوارهای دور شیشه ‏ها، لوازم داخل اتاق و بسیاری قطعات فنی را خریداری کرد. او که پس از گذشت چند سال به ایران آمده بود، از این نکته تعجب کرد که پیکان که روزگاری به وفور در خیابان ‏های تهران دیده می‏شد، امروزه جای خود را به اتومبیل ‏های دیگری داده است.
در مرحله بعدی، کلیه اجزاء داخلی، جلوبندی، موتور و جعبه‏ دنده کاملاً بازسازی شدند. اما نکته قابل توجه این بود که پدر او «آلبرت» اقدام به تبدیل سیستم فرمان از حالت انگلیسی (راست) به سمت چپ کرد. در این فرایند باید جعبه فرمان، فرمان، سیستم ترمز و ترمز دستی جابه‏ جا می ‏شدند. جعبه ‏دنده این خودرو سه سرعته اتوماتیک است، البته او یک موتور و جعبه ‏دنده دیگر نیز در اینترنت پیدا و به عنوان قطعه یدکی آن‏ها را خریداری کرد. لوازم مختلف با ظرافت و دقت تمام و با صرف زمان زیاد روی خودرو نصب می‏شدند و به تدریج پیکان جوانان، شکل نهایی خود را پیدا کرد. 
مشکل بعدی پیدا کردن رینگ و لاستیک اصلی بود که با جستجوی فراوان حل شد. «روبرت» به دریافت پلاک شهربانی PEYKAN برای آن اقدام کرد که نمای آن را زیباتر ساخت. در نهایت با نصب نشان «ایران ناسیونال» روی در صندوق عقب، کار بازسازی به پایان رسید. پیکان جوانان مورد بحث، در یک گردهمایی خودروهای کلاسیک شرکت کرد و یکی از اتومبیل‏هایی بود که بیشترین عکس و فیلم از آن تهیه شد. مخصوصاً ایرانیان زیادی با دیدن آن ذوق‏زده شده بودند. روبرت حتی پیشنهادهای خرید خوبی را نیز از سوی ایرانیان مقیم لس ‏آنجلس دریافت کرد که البته همه آنها را رد کرد، زیرا تمایل داشت این جواهر ایرانی را خود در اختیار داشته باشد. هم اکنون «روبرت» از پیکان جوانان خود نهایت لذت را می‏برد و هفته ‏ای یک بار با آن رانندگی می‏ کند. در بسیاری موارد نیز پیش آمده که حتی آمریکایی ‏ها نیز به سمت آن جلب شده و در مورد آن سوالاتی مطرح می‏ کنند. 
در انتها توجه شما را به تاریخچه کوتاهی از این افسانه ایرانی جلب می‏کنیم. داستان پیکان از 23 اردیبهشت سال 1346 آغاز شد. مدتی پیش از آن، تبلیغات وسیعی در تلویزیون ملی ایران برای آن شب به راه افتاده بود و همه منتظر بودند ببینند این جشن بزرگ ملی چگونه برگزار خواهد شد. ساعت 8 و 30 دقیقه، همه پای تلویزیون بودند. رأس ساعت، برنامه گروهی از نوجوانان را نشان داد که وارد صحنه شدند و دور یک کیک بسیار بزرگ تولد به گردش درآمدند، ناگهان کیک باز شد و از درون آن یک دستگاه «پیکان» بیرون آمد! آقای «احمد خیامی» مؤسس کارخانجات «ایران ناسیونال»، قبل از تولید پیکان به بازدید بسیاری از کارخانجات خودروسازی پرداخت، ولی در نهایت انتخاب او محصول انگلیسی Rootes Arrow بود، چرا که کارخانه سازنده آن یعنی Rootes در وضعیت مالی نامناسبی به سر می‏برد و با شرایط بهتری امتیاز خودرو را واگذار می‏کرد. 
گروه «روتز»، مجموعه ‏ای از اتومبیل‏سازان را تشکیل می‏داد که مقر اصلی آن در کشور بریتانیا بود و می‏توانیم آن را یک «جنرال موتورز» کوچک فرض کنیم که به جای «شورولت»، «کادیلاک» و «بیوک»، نشانه‏ های تجاری کم‏اهمیت‏تری همچون Hillman، Sunbeam، Singer و Humber را در بر می‏گرفت!
آقای «خیامی» یک شرکت به ثبت رساند و نشان یک ارابه باستانی که به وسیله اسب کشیده می‏شد را برای آن در نظر گرفت. ایشان در قدم بعدی سعی ‏کردند نامی شایسته برای مدل انتخابی خود بیابند. لغت Arrow در فارسی به معنی تیر، خدنگ و پیکان است که زیباترین کلمه یعنی «پیکان» توسط وی انتخاب شد. 
 داستان پیکان با جذب این خودرو به ناوگان تاکسیرانی در شهرهای مختلف ادامه پیدا کرد. تاکسی‏ های نارنجی تهران ورنگ های دیگر در شهرستانها ، معروف‏ترین آنها بودند که تقریباً در همه جا دیده می‏شدند و به جابه ‏جایی مسافر و البته «خاطره ‏سازی» اقدام می‏ کردند. 
در آذر ماه 1348 شرکت ایران ناسیونال، وانت پیکان را عرضه کرد و به بهای 13 هزار و 950 تومان در اختیار مردم قرار داد. این وسیله به ‏دلیل جابه‏ جایی بار در محدوده شهرهای پرترافیک و جهت صنایع کوچک طراحی شده بود. مدل دیگر، پیکان استیشن بود که دقیقاً براساس مدل بریتانیایی تولید می‏شد. استیشن با فضایی کافی در عقب، گزینه مناسبی برای مسافرت‏ های خانوادگی به شمار می‏رفت، در ضمن صندلی‏ های عقب آن تاشو بود که افزایش حجم صندوق بار را به دنبال داشت. 
کمپانی ایران ناسیونال در سال 1352 مدل Deluxe را با تغییرات ظاهری و داخلی و تغییر در طراحی صندلی‏ ها به بازار فرستاد، امّا مدل جالب‏تر پیکان، مدل اتوماتیک بود که از روی یک نوشته کوچک در گوشه صندوق عقب (Automatique) از دیگر مدل ‏ها متمایز شده و قابل تشخیص است. پیکان «کار» نیز که در سال 1350 به قیمت 18 هزار و 690 تومان عرضه شد، جهت مصارف کاری در نظر گرفته شده بود. از سال 1356 مدل دولوکس مورد بهینه‏ سازی قرار گرفت و جلو پنجره کاملاً جدیدی روی آن نصب شد. امّا بی‏شک هیجان ‏انگیزترین مدل پیکان مدل «جوانان» بود که با جلوپنجره‏ای کاملاً متفاوت، رینگ‏های اسپرت و نیز نشان GT روی بدنه از سایرین متمایز می‏شد.
پیشرانه سری عادی پیکان یک نمونه 4 سیلندر خطی 1725 سی‏سی با قطر و کورس پیستون 5/82×5/81 میلی‏متر و حداکثر توان 5/68 اسب‏ بخار در دور موتور 4500 بوده که در نمونه جوانان (یا هیلمن GT) با استفاده از دو کاربراتور همه معادلات آرامش را به هم ریخت و با شتاب صفر تا 96 کیلومتر 5/13 ثانیه‏ای، کاملاً نیازهای جوانان آن زمان را برآورده می‏ ساخت.
عکس: روبرت طماعی
 
 
تصاویر
OK
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
آدرس ايميل شما:
آدرس ايميل گيرندگان:
هر یک از ایمیل ها را در یک سطر وارد نمایید، حداکثر ۲۰ آدرس