نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ذخیره
کد خبر: 23960
زمان انتشار: 04 آذر 1400 09:53:00

جدال کامارو RS و فورد ماستنگ در جزیره کیش

شرایط دنیای اتومبیل به گونه ‏ای است که سکون در آن معنا ندارد، پیشرفت آن روزافزون بوده، آتش هیجان همواره در آن شعله ور است و اصلی ترین عاملی که به این شعله دامن می‏زند، رقابت و نبرد بین کمپانی‏هاست. حال، این نبرد زمانی که ریشه در تاریخ داشته باشد مهیج ‏تر می‏ گردد و البته این هیجان زمانی که پای اتومبیل‏ های عضلانی (Muscle Car) آمریکایی در میان باشد، به اوج می‏رسد!
 جدال کامارو RS و فورد ماستنگ در جزیره کیش
مجله ماشین - نوشته و عکس: مهران معتمدی کوچکسرایی / در سفر به جزیره زیبای کیش، تصمیم گرفتم تا یک دستگاه شورولت کامارو RS کروک مدل 2012 را اجاره کرده و علاوه بر استفاده، به بررسی ویژگی‏ های فنی و آزمایش آن نیز بپردازم. خوشبختانه پس از مطرح کردن قصد خود با مدیر شرکت مربوطه با استقبال وی مواجه شده و حتی با تلاش ایشان، شرایط جهت تدارک نبردی رو در رو با رقیب دیرینه آن یعنی فورد ماستنگ کروکی نیز فراهم آمد.


ابتدا مروری اجمالی به پیشینه آغاز این نبرد خواهیم داشت. فورد ماستنگ برای اولین ‏بار در ماه مارس سال 1964 و در شهر نیویورک به جهانیان معرفی شد و به لطف طراحی زیبا و متفاوت خود، در سال 1965 برنده جایزه Tiffany Gold Medal به خاطر بهترین طراحی در ایالات متحده گردید که برای اولین‏بار در طول تاریخ، به یک اتومبیل تعلق می‏ گرفت. مهندسین کمپانی فورد با تولید و معرفی ماستنگ، کلاس جدید Pony را برای اتومبیل‏های آمریکایی تعریف نمودند که به سرعت محبوب شده و طرفداران بسیاری پیدا کرد. پتانسیل بالای این کلاس از یک سو و یکه تازی فورد از سوی دیگر، سبب شد تا مهندسین شورولت به سرعت دست به کار شده و سرباز جدید خود را وارد کارزار کنند! کامارو که صرفاً جهت رقابت با ماستنگ طراحی و تولید شده بود، در ژوئن 1965 و در هتل هیلتون دیترویت رونمایی شد. جالب اینجاست که در خلال برگزاری این مراسم، مدیر تولید شورلت در پاسخ به سؤال خبرنگاری که از وی پرسیده بود کامارو را چگونه توصیف می‏کنید گفت: حیوان شرور کوچکی که ماستنگ را می‏ بلعد و اینچنین بود که از بدو تولد کامارو، نبرد میان آن‏ها آغاز شده و همچنان نیز ادامه دارد! 
 
 
 
 
به بررسی نسل پنجم این دو خودرو می‏پردازیم. طراحی نسل پنجم «فورد ماستنگ»، مستقیماً از نسل اول اقتباس شده و از معدود خودروهایی است که اینچنین، ارتباط خود با طرح اولیه را حفظ کرده است. علاوه بر المان ‏های زیبای طراحی مانند کاپوت عضلانی و اسپویلر عقب (که البته سفارشی هستند)، خطوط و پوشش مشکی روی بدنه که مالک به آن افزوده نیز ماستنگ را خشمگین‏تر از حالت عادی نشان می ‏دهد. سقف با آزاد کردن دو گیره در طرفین در مدت 12 ثانیه باز ‏شده و پس از استارت، پیشرانه 6 سیلندر 3/7 لیتری آن با صدایی که درخور ماستنگ است، به حرکت در می ‏آید. شتاب‏گیری اولیه با توجه به قدرت نه چندان بالای تعریف شده برای پیشرانه به میزان 305 اسب ‏بخار، در حد انتظار (از یک ماستنگ) نیست که البته جعبه دنده 6 سرعته خودکار نیز بی تأثیر در این ضعف نبوده و موجب کندی اندکی در واکنش می‏ گردد، البته این نقیصه تا حد زیادی در دور موتورهای بالاتر جبران می‏شود اما چنانچه جعبه دنده دقیق‏تری برای ماستنگ در نظر گرفته می‏شد، بدون شک روی شتاب‏گیری آن تأثیر در خور توجهی می‏ گذاشت.
 
شایان توجه است که کیفیت ساخت قطعات کابین، فرمان پذیری، سواری و ترمزگیری، از جمله مهمترین مواردی هستند که نسبت به مدل ‏های پیشین بهبود یافته ‏اند. 
پس از ماستنگ نوبت به خودنمایی کامارو می ‏رسد. این نسل از کامارو بر اساس مدل کانسپت سال 2006 طراحی و در سال 2009 عرضه شد و توانست در سال 2010 جایزه بهترین طراحی اتومبیل را به خود اختصاص دهد. البته حضور این نسل از کامارو در سری فیلم‏ های Transformers نیز در گسترش شهرت و محبوبیت آن بی تأثیر نبوده است. در مدل مورد آزمایش، به مناسبت گرامی داشت چهل و پنجمین سال تولید کامارو، قدرت پیشرانه از 312 به 323 اسب ‏بخار افزایش یافت، همچنین بخش‏ هایی از طراحی مثل جزئیات گرافیک چراغ عقب مورد بازنگری قرار گرفت و تجهیزاتی نظیر بلوتوث، کنترلرهای روی فرمان و اسپویلر نیز، به فهرست امکانات استاندارد آن اضافه شد. داخل کابین، برتری خاصی نسبت به ماستنگ مشاهده نمی ‏شود و تنها عاملی که اندکی آن را از یکنواختی در می ‏آورد، قالب مکعبی و متفاوت نشانگرهاست که نورپردازی جذابی هم دارند. سقف کامارو، اگر چه تنها نیاز به آزاد کردن یک ضامن دارد اما در نهایت 2 ثانیه کندتر از ماستنگ باز می‏شود.
 
 
 
با به حرکت در آوردن پیشرانه، نوایی بسیار دلشنین به گوش می‏رسد. به‏دلیل اضافه وزن 171 کیلوگرمی کامارو نسبت به ماستنگ و همانطور که انتظار می‏رفت، 18 اسب‏ بخار قدرت بیشتر پیشرانه، تفاوت چشمگیری در عملکرد دو خودرو ایجاد نکرد و شروع حرکت توسط جعبه دنده 6 سرعته خودکار نیز تقریباً مشابه با ماستنگ بود، البته این پایان ماجرا نیست، زیرا کامارو یک برگ برنده دارد که آن هم قابلیت تعویض دنده از طریق پدال ‏های پشت فرمان است.
 
هنگام اقدام به تعویض دنده با استفاده از پدال، تفاوت آشکار می‏شود و عملکرد پیشرانه و واکنش پذیری آن به طور چشمگیری بهبود می‏ یابد. اگر چه تعویض‏ ها در این حالت نیز اندکی با تأخیر همراه است ولی همچنان نسبت به تعویض خودکار، سریع‏تر و کارآمدتر احساس می‏شود. فرمان پذیری، تعویض خطوط و توانایی در توقف کامارو نیز رضایت بخش بوده و از این لحاظ، دو خودرو تقریباً مشابه یکدیگر هستند. همانند تمامی پونی کارها، در هر دو اتومبیل‏ ها پایداری قسمت انتهایی در پیچ‏ ها کم بوده که البته سیستم کنترل ثبات و پایداری (ESP) این مسئله را تا حد زیادی پوشش می ‏دهد، هر چند از کیفیت و لذت سواری می‏ کاهد! سطح کیفی قطعات کابین هر دو ماشین با توجه به محدوده قیمتی آن‏ها قابل توجیه است. در این بین، صندلی‏ های راحت، نرمی سواری و کنترل ماستنگ، به‏ خصوص برای استفاده در محدوده شهری مناسب تر بوده و از طرفی، کامارو نیز با تجهیزات اضافه استانداردی مانند دیفیوزر، دوربین دید عقب (که هنگام دنده عقب رفتن، تصویر پشت را در گوشه آینه میانی نمایش می ‏دهد)، آینه‏ های تیره شونده خودکار، کنترلر‏های روی فرمان و کیسه هوای جانبی، خود را کامل‏تر و با توجه به راندمان بالاتر پیشرانه (علیرغم قدرت کمتر روی کاغذ) و قابلیت تعویض پدالی دنده‏ ها، از لحاظ فنی کارآمدتر نشان می‏دهد که البته تمامی این‏ موارد، پرداخت اضافه بها به میزان 3 هزار دلار و مصرف سوخت بیشتر به میزان 4/1 لیتر (در سیکل شهری) نسبت به ماستنگ را در پی خواهد داشت. 
 
 
 
مطمئناً در مجموع نمی‏توان به سادگی یکی از این دو اتومبیل را به عنوان پیروز نبرد اعلام کرد، چرا که سلیقه فردی نیز بدون شک در چنین مواردی تأثیر گذار بوده و شاید لازم باشد تا برای مشخص کردن پیروز میدان، فرماندهان نبرد، یعنی ماستنگ GT500 و کامارو ZL1 را به میدان فراخواند!

در پایان جا دارد از همکاری صمیمانه آقایان «پیمان مظفری» مدیر شرکت «کیاکارن» کیش و «داوود محجوب»، تشکر کنیم.
 
OK
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
آدرس ايميل شما:
آدرس ايميل گيرندگان:
هر یک از ایمیل ها را در یک سطر وارد نمایید، حداکثر ۲۰ آدرس