نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ذخیره
کد خبر: 85
زمان انتشار: 19 دی 1396 13:25:00

نگاهی متفاوت به پیکان و پیکان بازی و پنجاه سالگی یک فرهنگ

زمانی که پیکان متولد شد، همراه با تولدش، دنیایی از خاطرات و تغییرات اساسی را به کشورمان آورد. نسل‌های متمادی با پیکان خاطره دارند. برای برخی همراه روزهای کار و تلاش بود، برای برخی وسیله‌ نجاتی بود از مناطقی که در آغاز جنگ تحمیلی مورد یورش نیروهای دشمن قرار گرفت و برای برخی نیز یادآور خاطرات شیرین جوانی است. در هر صورت نمی‌توان اثرات قابل توجهی فرهنگی این یار آهنین جاده‌های ایران را نادیده گرفت.
نویسنده: نیما مجتهدزاده
نگاهی متفاوت به پیکان و پیکان بازی و پنجاه سالگی یک فرهنگ

 مجله ماشین/ زمانی که  پیکان متولد شد، همراه با تولدش، دنیایی از خاطرات و تغییرات اساسی را به کشورمان آورد. نسل‌های متمادی با پیکان خاطره دارند. برای برخی همراه روزهای کار و تلاش بود، برای برخی وسیله‌ نجاتی بود از مناطقی که در آغاز جنگ تحمیلی مورد یورش نیروهای دشمن قرار گرفت و برای برخی نیز یادآور خاطرات شیرین جوانی است. در هر صورت نمی‌توان اثرات قابل توجهی فرهنگی این یار آهنین جاده‌های ایران را نادیده گرفت. به بهانه پنجاهمین سالگرد تولدش، به سراغ کسانی رفتم که هنوز هم با "پیکان بازی"، به این خودرو عشق می‌ورزند.

داستان تولد پیکان را قطعا با توضیحاتی مشروح در مطالبی متعدد مطالعه کرده‌اید. این که برادران خیامی برای تولید یک خودروی خانوادگی مناسب در اواسط دهه چهل شمسی به چند کشور سفر کردند و در نهایت به دلایلی که هنوز به طور دقیق روشن نیست، پلتفرم Arrow گروه Rootes را برای تولید در ایران برگزیدند. پیکان به عنوان اولین خودرویی که لقب ملی و ایرانی بودن را یدک می‌کشید، در بیست و سوم اردیبهشت 1346 از دل کمپانی ایران ناسیونال بیرون آمد. با تمامی تغییرات و کش و قوس‌هایی که ایران و صنعت خودروی کشور تجربه کرد، پیکان تا بهار 1384 در خط تولید ماند تا آن که طی یک خداحافظی رسمی، کنار گذاشته شد.
از اواخر دهه هفتاد که به خودرو علاقمند شدم، همواره پیکان برایم جمعی متضاد از ویژگی‌های متفاوت بود. پیکان به نمادی از فرسودگی، کهنسالی بدل شده بود و کمتر کسی به آن روی خوشی نشان می‌داد؛ اما هنوز هم نان آور بسیاری از خانواده‌های ایرانی بود و به آن‌ها خالصانه خدمت می‌کرد. اصولا هر کسی پیکان داشت، از سر ناچاری بود و همه به دنبال خرید خودرویی بهتر و آبرومندتر بودند. با خداحافظی پیکان هم جشن و سروری در کشور به راه افتاد، که گویی سایه سنگین یک هیولای شوم از سر ایران برداشته شد! صرفا از بزرگترها شنیده بودم که پیکان در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی برای خودش آبرومند و عزیز بود و وضعیت اسفناک دهه‌های هفتاد و هشتاد شمسی را نداشت.
با این وجود همیشه پیکان را دوست داشتم و این علاقه درونی کافی بود تا بعدها که سنم بیشتر شد، به دنبال تاریخچه حقیقی، تصاویر قدیمی پیکان و پیکان بازهایی باشم که نسلشان به نظر می‌رسید مدتهاست منقرض شده است. حدود هفت سال پیش بود که با شاهین آرمین آشنا شدم. فردی خوش ذوق و مطلع که پس از مدتی کار در کمپانی کرایسلر، چهار سال قبل آمریکا را رها کرد و به ایران آمد تا فرصت ابراز کردن عشق حقیقی خود به پیکان را داشته باشد. همه جا به دنبال تصاویر و فیلم‌هایی بود که در آن پیکان نقشی محوری و حتی کمرنگ داشت و با جمع آوری یک آرشیو غنی از تصاویر و اطلاعات مستند پیکان، گویی دینی که همه ما نسبت به این خودرو داریم را ادا می‌کند.
بعدها باخبر شدم که همراه با سهراب دریابندری، مستندی جامع و کامل در مورد پیکان ساخته است و توانستم با حضور در اکران این فیلم، بهتر از قبل با وسعت تلاش‌هایش برای حفظ میراث پیکان آشنا شوم. مستند "این پیکان" که قرار است همزمان با پنجاه سالگی پیکان از روز بیست و سوم اردیبهشت ماه جاری در شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، مشهد و بابل مجددا به طور محدود روی پرده برخی سینماها برود، سرآغاز آشنایی بیشتر من با تاریخچه پیکان و علاقمندانی بود که وقت و هزینه هنگفتی صرف پیکان و پیکان بازی می‌کنند.
یکی از این علاقمندان، آقای عباس ایوبی است. عباس آقا از دهه شصت که پشت فرمان ماشین نشست، پیکان باز شد و تا امروز، چندین پیکان داشته است. وی همواره سعی کرده تا بهترین و بکرترین پیکان را سوار شود و برای همین، تک تک محله‌های تهران را درنوردیده تا بهترین را پیدا کند. عباس آقا این روزها یک پیکان کار سفید رنگ مدل 1356 دارد. در اولین نگاه که با این پیکان مواجه شدم، باورم نمی‌شد که چنین پیکان سالمی هنوز هم وجود خارجی دارد. قبلا تعداد زیادی پیکان سالم و تمیز و بازسازی شده دیده بودم، اما این یکی خطوط و انحناهایی داشت که مشابهش را تنها در بروشورهای پیکان دیده بودم. عباس آقا می‌گفت قبل‌ها این پیکان خودروی شخصی یک روزنامه نگار بوده و حتی در محدوده طرح ترافیک با آن تردد می‌کرده است. پیش از آن که آقای ایوبی مالک این پیکان شود اما خودرو برای مدتی نزدیک به پانزده سال به خواب رفته بود و به لطف نگهداری خوب مالک، نیازمند بازسازی اساسی نبود. پیکان کار ساده‌ترین نمونه پیکان است و به لطف نداشتن زه‌های کرومی و ساده بودن کابین، حسی بی‌تکلف و ساده را تداعی می‌کند. عباس آقا از آن پیکان بازهای سنتی است که تمامی تلاشش را صرف نگهداری اصولی و حرفه‌ای پیکان‌هایش می‌کند.
قبلا آقای ایوبی یک پیکان دولوکس قهوه‌ای داشت که آن را بارها سر خیابان دربند تهران دیده بودم. مالک امروز این پیکان قهوه‌ای آقای رضا سیاح است. توانستم از طریق آقای آرمین با ایشان هم قرار ملاقاتی بذارم و خودرویشان را ببینم. آقای سیاح مدتها در آمریکا به عنوان یک روزنامه نگار فعالیت داشت و بعدها تصمیم گرفت به ایران بیاید. طبق گفته خودشان، خاطراتی که با پیکان کار مدل 1348 مادرشان داشتند سبب شد تا این پیکان دولوکس مدل 1351 را از آقای ایوبی بخرند. رنگ قهوه‌ای کلاسیکی که مدتهاست فقط در بروشورها و کتاب‌های قدیمی دیده می‌شود، زه‌های فلزی و کابین زیبای این خودرو المان‌هایی هستند که شاید فراموششان کرده‌ایم. آقای سیاح برخلاف آقای ایوبی به طور مداوم سوار این پیکان نمی‌شود و گه گاه برای زنده کردن نوستاژی دوران کودکیش، خیابان‌های مرکز تهران را با این پیکان مرور می‌کند.
امروزه افراد زیادی به دنبال خرید و بازسازی پیکان هستند و تعداد زیادی پیکان با ظاهر شیک و بسیار نو در انظار عمومی ظاهر می‌شود. حتی با بالا گرفتن تب پیکان بازی، قیمت این خودرو که زمانی نماد فرسودگی بود، به طور فزاینده‌ای رو به افزایش است. با این حال هیچ یک از پیکان بازهای حرفه‌ای، این پیکان‌های غیراصیل را نمی‌پسندند. برای مثال بسیاری از این پیکان‌ها بدون توجه به سال ساخت و ظاهر اصلی بازسازی شده‌اند و مشخصات نمونه نهایی با آنچه اصل خودرو بوده، خوانایی ندارد. شاهین آرمین مرا با فرد دیگری آشنا کرد که سعی کرده پیکان را از نو مهندسی کند.
پیکان جوانان مدلی از پیکان بود که تا اواسط دهه هفتاد، نماد سرعت و اوج لذت پیکان سواری بود. با این حال همین گونه نیز بعدا با بی‌مهری مالکین موجه شد و امروزه تعداد اندکی پیکان جوانان بکر و دست نخورده در کشور باقی مانده است. آقای محمد زارعی اما سعی کرده تا با توجه به تجارب و دانش مهندسی خود، یک پیکان مدل 1359 را از نو مهندسی کند. علاوه بر تقویت پیشرانه و متعلقات فنی، این پیکان از نظر ظاهری نیز به طور دقیق و با وسواسی فراوان از نو مشابه نمونه 1357 ساخته و پرداخته شده است. نتیجه نهایی یک پیکان با ذات یک خودروی اسپرت تمام عیار است که به طور اختصاصی ساخته شده. استفاده از نرم افزارهای حرفه‌ای همانند CATIA برای طراحی دقیق و ساخت مواردی همانند دیسک ترمز تنها  نمونه‌ای از تمام زحماتی است که آقای زارعی برای ساخت این خودرو صرف کرده‌اند. آقای زارعی همانند بسیاری از علاقمندان پایبند به اصول، از این که بسیاری به نام بازسازی و یا تیونینگ پیکان، خودروهایی بکر و دست نخورده را نابود می‌کنند گلایه‌مندند. وی عنوان می‌کند که با توجه به هدفش برای ساخت و مهندسی مجدد یک پیکان، تنها به سالم بودن کلیت خودرو بسنده کرده است.
اما پیکان و پیکان بازی تنها به داخل کشورمان محدود نمی‌شود. پلتفرم Arrow در سراسر جهان طرفداران دارید و کلوب‌هایی در سراسر جهان به مالکین این خودروها اختصاص یافته و حتی برخی کلوب‌ها در شبکه‌های اجتماعی نیز حضوری فعال دارند. سال‌ها قبل با یک ایرانی مقیم بلژیک آشنا شدم که مدتهاست پیکان بازی را به طور جدی دنبال می‌کند. رضا امانتچی مالک چند نمونه از گونه‌های پلتفرم Arrow است و توانسته به سختی یک پیکان مدل بالا (معروف به چراغ بنزی) و یک پیکان وانت ایرانی را نیز به مجموعه خود اضافه کند. بسیاری از علاقمندان تصاویر پیکان وانت سفید رنگ او که روی یک تریلر متصل به یک هامر قرمز رنگ قرار دارد را دیده‌اند. این تصاویر که مربوط به زمان انتقال خودرو به بلژیک است، مدتی به نماد جهانی شدن پیکان بدل شده بود. رضا امانتچی هم به سبب خاطرات دوران کودکی و دیدن یک خواب، مجذوب پیکان شده و با وجود تمامی مشغله‌ها و مشکلات، هنوز هم پیکان را بخشی از زندگی خود می‌داند.
 
تصاویر
OK
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
آدرس ايميل شما:
آدرس ايميل گيرندگان:
هر یک از ایمیل ها را در یک سطر وارد نمایید، حداکثر ۲۰ آدرس